|
این همان اشتباه همه گیر است و همه گیر بودنش دلیل صحت نیست.
این که شخص، نماد مذهب باشد!
این که ح.ک.و.م.ت نماد مذهب باشد!
مذهب را باید از صاحب آن گرفت. از پدیدآورنده اش. از کلامش. از نگاه و رفتارش.
نه هر که داعیه ی دین دارد و عَلَم صاحب رسالت به دوش می کشد ( که بر دوشش سنگین خواهد بود
و تابش نخواهد اورد و به زمین خواهد افتاد!).
هر وقت سراغ چشمه ی گل نیالوده رفتی و سیراب برنگشتی؛ هر وقت شناختی و بیهودگی دیدی
آن وقت سینه چاک کن و دهان باز که ...
امروز که پی مردمان می دوی و گریبان می دری و جان بر کف دست می گذاری ( که من هم می گذارم)
خشنودی و رضایت می چکد از همه ی وجودت. (من هم راضیم)
اما به اندازه ی همه ی تلاش های چند ماهه ات، وقتی برای شناسائی آن هایی که توهینشان می کنی
گذاشته ای؟ واقعا می شناسی و سخن می گوئی یا ملاک عملت حرف های یک مشت ع.م.ا.م.ه به
سر ح.ک.و.م.ت ی است که بعضا فکر پر کردن جیب و حفظ مقام و شان اجتماعیشانند؟
اگر رفته ای و شناخته ای و حرف می زنی که هیچ .
اما اگر در بسته حرف می زنی و این ها را قصه های ۱۴۰۰ سال پیش می دانی که بایدمهر و موم شوند و
بمانند برای خودشان ، شاید بهتر باشد که دوباره ببینی .
هرکس اعتقاد خود را به سر انجام می برد . شاید به زعم تو همان سطحی نگر بی خاصیت باشم ؛ اما
این را با افتخار بر سر می گذارم و هیچ گاه شرمم نمی گیرد از گریستن برای یک مسلمان واقعی ،
مرد حقیقی ،
حسین!
همو که مسلمان نامان
با پیشانی های پینه بسته و
زبان های روزه دار
گلویش دریدند.
همان ها که شدند
نماد مسلمانی
و قضاوت ما!
|